اگر میدانستید که یک محکوم به مرگ

هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به

زندگی را دارد ُآ

نگاه قدر روزهایی را که با غم سپری میکنید ،

می دانستید.

ابن سینا



تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393 | 9:56 | نویسنده : مونا محمدی |
. خوشبختی یعنی :


هوای توی گل فروشی؛


خاروندن ردکش جوراب؛


دیرمیرسی سرکار و رییس هنوز نیومده؛


خنکی اون طرف بالش؛


اسم عطر تو بپرسن؛


لیسیدن انگشتهای پفکی؛


وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره؛


بوی تن نوزاد؛


وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت؛


مغز کاهو؛


حرف زدن بچه باخودش وقتی داره تنهایی بازی میکنه؛


اخر سفر بشینی همه عکس هایی رو که گرفتی نگاه کنی؛


وقتی کسی بهت میگه صدای خندت رو دوست داره؛


انقد بخندی تا دلت درد بگیره؛


بچه ها بازیشونو نگه دارن تا از کوچه رد بشی


زندگی رو ساده بگیرین..



تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393 | 9:55 | نویسنده : مونا محمدی |
 

ﻋﻠﯽ ﺳﻼﻡ


ﻓﺮﺩﺍ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻤﺖ .. ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ


ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻢ ﻭﺍﺯ ﺑﺎﻻﯼ ﺣﯿﺎﻁ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﻡ ﺧﻮﻧﺘﻮﻥ ..


ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺨﻮﻥ .. ﺍﻣﺸﺐ


ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ .. ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻌﺪ ﺷﺎﻡ ﻣﻦ


ﻭﺧﻮﺍﻫﺮﮐﻮﭼﮑﻢ ﺑﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﯾﻢ


ﭘﯿﺶ ﺑﺎﺑﺎ ... ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ


ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﻭﺳﺎﻝ ﺭﻓﺘﻪ ﭘﯿﺶ ﺧﺪﺍ ..


ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ...


ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻪ .. ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺻﻼ ﮐﺴﯽ


ﻃﺮﻑ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ


ﻧﻤﯿﺎﺩ .. ﻓﻘﻂ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﯾﻪ ﺁﻗﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ


ﻣﯿﺎﺩ ﻭﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﻣﯿﺎﺭﻩ ...


ﻋﻠﯽ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﮐﻠﯽ


ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﻫﺮﭼﯽ ﺩﻟﻤﻮﻥ


ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ .. ﺗﺎﺯﻩ


ﺁﻧﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻧﻤﯿﺮﯾﻢ ﻭﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ
ﮐﻨﯿﻢ .. ﺁﻧﺠﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ
ﻋﺮﻭﺳﮏ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺯﯼ


ﮐﻨﻪ .. ﮐﻠﯽ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﺁﻧﺠﺎ ﻫﺴﺖ .. ﺁﻧﺠﺎ ﺩﯾﮕﻪ


ﻣﺜﻞ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﮔﺮﻡ ﺑﺎﺷﻪ


ﻭﺯﻣﺴﺘﻮﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ


ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻠﺮﺯﯾﻢ .. ﻣﺎﻣﺎﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﻮﺍﺵ ﻫﻤﯿﺸﻪ


ﺧﻮﺑﻪ .. ﺷﺒﻬﺎ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺘﻮﻧﯿﻢ ﺑﺨﻮﺍﺑﯿﻢ ..


ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﻋﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻧﺠﺎ


ﮐﻪ ﻣﯿﺮﯾﻢ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﻫﺎﻣﻮﻥ ﻏﺬﺍ


ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ..ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ


ﻣﺎ ﺍﮐﺜﺮﺍ ﻏﺬﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭﺗﻮ ﻫﻔﺘﻪ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ


ﭼﯿﺰﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻢ


ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ...



تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393 | 9:54 | نویسنده : مونا محمدی |
پولدار که باشی برف بهانه ای میشود برای لباس نو خریدن، با دوستان به اسکی

رفتن،

تفریح کردن و از زندگی لذت بردن...

 

اما خدا نکند فقیر باشی و برف ببارد


از بیکار شدن پدر کارگرت بگیر تا غم پاره بودن کفشهایت و چکه کردن سقف خانه

ات...


ﭼﺮﺍ ﺑﺎﻳﺪ" ﭘﻮﻝ " ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﺪ برف" ﻧﻌﻤﺖ" ﺍﺳﺖ ﻳﺎ" ﻋﺬﺍﺏ"؟



تاريخ : پنجشنبه هشتم آبان 1393 | 9:52 | نویسنده : مونا محمدی |
دخترم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ

چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی

کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن

دخترم به سوی کسی که ناز میکند دست نیاز دراز نکن

بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی

دخترم تو زیباترینی

همیشه با این باور زندگی کن

خودت را فراموش نکن

شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد

اما به یاد داشته باش

کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند

دختر من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست

اشتباه که کردی برخیز

اشکالی ندارد

بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند

خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی

کسی که ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را در می یابد

.......
کاش دخترک به حرفهای پدرش توجه می کرد!!!


تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393 | 0:29 | نویسنده : مونا محمدی |
"رفتن" !

 

رفتن که بهانه نميخواهد ،

يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...

رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !

 

"ماندن" !

 

ماندن اما بهانه مى خواهد ،

دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى،

دوستت دارمهايى که مى شنوى اما باور نمى کنى،

يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ...

 

وقتى بخواهى بمانى ، 

حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...

ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !

 

آرى ،

آمدن دليل مى خواهد

ماندن بهانه 

و رفتن هيچکدام ......

 



تاريخ : سه شنبه ششم آبان 1393 | 0:28 | نویسنده : مونا محمدی |
حرف راست واز بچه بشنوید

بچه: بابا! " مرد " یعنی چی؟
پدر: خـــــــــب! مرد به کسی میکن که به خانواده اش عشق می ورزه و با تمام وجود از اونها دفاع میکنه.

دلسوز خانواده اشه و هیچکس و هیچ چیزو به اون ها ترجيح نمیده.تمام تلاشش رو برای خوشبختی اونا انجام

می ده و از هیچ فداکاری دریغ نميکنه و همه جوره خانوادش رو حمایت میکنه.


بچه: چه باحال! پس من هم میخوام " مرد" بشم ....درست مثل مامان!



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 23:14 | نویسنده : مونا محمدی |
من یک زنــم نه جنس دوم…

 

نه یک موجـود تابـع نه یک ضعیفـه …

 

نه یک تابلوی نقاشـی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشـم چـرانــی،

 
 

نه یک کارگر بی مزد تمـام وقت، نه یک دستگاه جوجـه کشـی

 

من سعی می کنم آنگونـه که می اندیشم باشم ،

 

بی آنکه دیگری را بیـازارم

 

فرای تمام تصورات کـور،

 

هنجارهای ناهنجـار، تقدسات نامقـدس!

 

باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانـت کنم،

 

بی تفـاوت و بـی احسـاس باشـم، بی ادب و شنیـع باشم،

 

بی مبـالات و کثیـف باشم اگر نبوده ام و نیستـم ،

 

نخواستـه ام و نمـی خواهـم….!!!



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 23:12 | نویسنده : مونا محمدی |
یکم قبل تو یه گروهی تو وایبر که عضو هستم یه بحثی شد 

راجع زنو مرد شاغل بودن زن و خیانت و اینحور چیزا

همه خانوم بودن و همش ضد مرد صحبت میکردن

منم گفتم بی انصافیه 

نباید اینجور فکر کرد و بحث بالا گرفت

متهم شدم به مرد سالاری

حرف من اینکه مرد خوب و بد داریم

زن خوب بد داریم

اگه مرد خیانتی کرده

تنهایی نکرده که

با یه زن بوده

ولی خوب..

حرفام مشتری نداشت

نمیدونم چرا

ولی یه طرف قاضی رفتن

ضد هم بودن

بیشتر رونق داره تا اینکه واقع بین باشی

تا اینکه خودتم مقصر بدونی...

به زن ها ظلم شده اره

خیلی هم شده

ولی دلیل نمیشه بگیم همه ی مرد ها بد ذاتن

مگه همه ی مرد ها به همه ی زن ها ظلم کردن؟

مگه زن بد نداریم؟

این همه نامادری

اینهمه هند جگر خوار

این همه ...

نمیدونم

شایدم حق با اونا بود

شاید چون من زتم باید بگم مرگ بر مرد و درود بر زن

ولی...ولی میدونم اینحور فکر کردن تخر فمینیسم بودن و ...رو به بار میاره

نمیدونم...

الله و اعلم

 

 



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 22:46 | نویسنده : مونا محمدی |
در شهر وينسبرگ آلمان قلعه اي وجود دارد که داستانی در مورد آن هست که مردم آنجا با

افتخار تعريف ميکنند:


در سال 1140 شاه کنرد سوم شهر را تسخير ميکند و مردم به اين قلعه پناه می برند

وفرمانده دشمن پيام ميدهد که حاضرهست كه اجازه بدهد زنان و بچه ها از قلعه خارج

شوند و به رسم جوانمردی با ارزش ترين دارايی خودشان را هم بردارند و بروند به شرطی

که به تنهايی قادر به حمل آن باشند


قيافه فرمانده ديدني بود وقتی میديد هر زنی شوهرخودش را کول کرده و دارد از قلعه خارج

ميشود ...!


زنان مجرد هم پدر يا برادرشان را حمل ميکردند..


شاه خنده اش می گيرد اما خلف وعده نمي كند و اجازه ميدهد بروند .


و اين قلعه هم از آنزمان تا به امروز به نام قلعه زنان وفادار شناخته ميشود ...


اينکه با ارزش ترين چيز زندگی مردم آنجا پول و چيزهاي مادی نبود و اينکه اينقدر باهوش

بودند و در نهايت رضايت شاه زندگی عزیزان خود را نجات دادند


دعاکنیم دراین روزگار نیز باارزشترین دارایهای ما خانواده وعزیزانمان باشند



تاريخ : دوشنبه پنجم آبان 1393 | 1:3 | نویسنده : مونا محمدی |
عتیقه‌فروشی

در روستایی به منزل رعیتی ساده

وارد شد. دید كاسه‌ای نفیس و قدیمی

دارد كه در گوشه‌ای افتاده و گربه

در آن آب می‌خورد. دید اگر قیمت

كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب

می‌شود و قیمت گرانی بر آن

می‌نهد. لذا گفت: عموجان چه گربه

قشنگی داری آیا حاضری آن را به من

بفروشی؟ رعیت گفت: چند می‌خری؟

گفت: یك درهم. رعیت گربه را گرفت و

به دست عتیقه‌فروش داد و گفت: خیرش

را ببینی. عتیقه‌فروش پیش از خروج

از خانه با خونسردی گفت: عموجان

این گربه ممكن است در راه تشنه‌اش

شود بهتر است كاسه آب را هم به من

بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله

تا به حال پنجاه گربه فروخته‌ام.

كاسه فروشی نیست.


هرگز فکر

نکنید دیگران احمقند



تاريخ : یکشنبه چهارم آبان 1393 | 23:2 | نویسنده : مونا محمدی |

محرم رسید...

 

ایام سوگواری امام حسین (ع) بر تامی مسلمانان و دوستداران حضرتش تسلیت باد...

 



تاريخ : شنبه سوم آبان 1393 | 20:26 | نویسنده : مونا محمدی |

اگر مادرت هنوز کنارت است او را رها مکن و محبتش را فراموش نکن وکاری کن که راضی

باشد


چون در تمام زندگی فقط یک مادر داری و وقتی میمیرد ، آنگاه ملائکه میگویند که فوت شد

آن کسیکه به سبب

آن به تو رحم میشد(اتقوا الله فی الامهات)


مادر : اگر گرسنه شدی رستوران است /اگر مریض شدی بیمارستان است /اگرخوشحال

شدی جشن است /

اگر خوابیدی بیدارکننده است / اگر غائب شدی دعاگویت است /

 

آیا با او به احسان و نیکی رفتار کردی......


داخل منزل میشویم و میگوییم : مادر کجاست؟ با آنکه از او چیزی نمیخواهیم


مادر انگار وطن است!! از او دور میشویم و برمیگردیم که او را ببینیم

 


خداوندا از مادرم سه چیز را دور کن


تنگی قبر،آتش جهنم،و فتنه های قبر

 



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 22:42 | نویسنده : مونا محمدی |
گفتم مادر! ... گفت: جانم?

گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم


?گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم


گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم


گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم

اما یک بار نگفتم:


مادر من خوبم


شادم...!


همیشه از درد گفتم


و از رنج.....!


... مادر دوستت دارم
___________________________________________
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری


مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی


مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری

 

 

❤مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک

شد !❤

 

 

مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !


مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن . . .??

 

 

چه تاثیر دلنشینی دارد " غصه نخور ، درست میشود " گفتن های مادر ، 


اثرش را هزار قرص آرامبخش قوی ندارد .

 

 

 

اگر به من بگويی هشتاد بار دور دنيا بچرخ ميگويم ✨


هشتاد بار دور مادرم ميچرخم چون مادرم دنياي من است...

 

 

♥♥♥♥مادرم عاشقتم♥♥♥♥



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 22:37 | نویسنده : مونا محمدی |
این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد
(خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند)
این شخص در حین خراب کردن دیوار دربین ان
مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد
وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ
ده سال پیش هنگامساختن خانه کوبیده شده بود!
چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !
در یک قسمت تاریک بدون حرکت
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد
تو این مدت چکار می کرده؟
چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه
مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد
مرد شدیدا منقلب شد ده سال مراقبت
چه عشقی !
چه عشق قشنگی!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد
پس تصور کنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم
اگر سعی کنیم ...



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 17:48 | نویسنده : مونا محمدی |
حتمأ بخونین


ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺳﻤﯿﻌﯽ :


ﭼﯽ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ؟؟؟؟؟


- ﺍﮔﺮ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺍﻋﺼﺎﺏﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ، ﻣﻮﺯ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﮐﻠﯿﻪ ﺗﺎﻥ ﺳﻨﮓ ﻧﺴﺎﺯﺩ،ﺯﺭﺩﺁﻟﻮﺩ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﻓﺸﺎﺭ ﺧﻮﻥﺗﺎﻥ ﺑﺎﻻﺳﺖ، ﻛﺸﻤﺶ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺳﺮﻭﺻﺪﺍﯼ ﻣﻌﺪﻩ ﺭﻧﺞ ﻣﯽﺑﺮﯾﺪ، ﻣﺎﺳﺖﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﺳﺮﻓﻪ ﻣﯽﻛﻨﯿﺪ، ﻋﺴﻞ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﻣﯽﻛﻨﯿﺪ، ﻓﻠﻔﻞﺩﻟﻤﻪﺍﯼ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺗﺮﺳﯿﺪ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻣﻌﺪﻩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ، ﻛﻠﻢ بﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﻣﺸﻜﻞ ﯾﺒﻮﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ، ﺍﻧﺠﯿﺮ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮔﻮﺍﺭﺷﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺭﯾﺤﺎﻥ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ .


- ﺍﮔﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﺳﻮﺯﺵ ﻣﻌﺪﻩ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﭼﺎﯼ ﺑﺎﺑﻮﻧﻪ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ


ﺑﻪﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﺪ .


ﺩﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺳﮑﺘﻪ ﻣﻐﺰﯼ ﻣﯿﺸﻮﺩ :


۱ - ﻧﺨﻮﺭﺩﻥ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ


۲ - ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ


۳ - ﺩﺧﺎﻧﯿﺎﺕ


۴ - ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺯﯾﺎﺩ ﻗﻨﺪ ﻭ ﺷﻜﺮ


۵ - ﺁﻟﻮﺩﮔﯽ ﻫﻮﺍ


۶ - ﻛﻤﺒﻮﺩ ﺧﻮﺍﺏ


۷ - ﭘﻮﺷﺎﻧﺪﻥ ﺳﺮ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﻮﺍﺏ

 

۸ - ﻛﺎﺭ ﻛﺸﯿﺪﻥ ﺍﺯ ﻣﻐﺰﺗﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ


۹ - ﻛﺎﻫﺶ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻣﺜﺒﺖ


۱۰ - ﻛﻢ ﺣﺮﻓﯽ


ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﻣﺠﯿﺪ ﺳﻤﯿﻌﯽ


ﭘﺪﺭ ﻣﻐﺰ ﺩﻧﯿﺎ



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | 17:48 | نویسنده : مونا محمدی |
یه مدتی میشه که حال و هوا خیلی خوبه 

نمیدونم

شاید تاثیر کلاس های اموزش تئاتر هست

ولی حالممممممممممممم خوبه

تصمیم گرفتم تا اخر ترم نرم تبریز

واسه همین یه برنامه ی بلند بالا واسه این مدت میخام بنویسم

واسه همه چی

وقتی برنامه ندارم و همینطوری کارامو انجام میدم حس خوبی ندارم

در طول این هفته خیییلی ول خرج کردم

باید به مدت هم ریاضت مالی بکشم

واسه خرگوشم سفارش ساخت یه خونه چوبی داده بود به نجار 

دیشب گرفتش

خیلی قشنگه

ولی خوب هنوز عادت نکرده بهش

احتمالا هفته ی بعد یکی از بهترین دوستامو ببینم 

هوای پاییزی و ملس سنندج خیلی میچسبه

جاتون خالی...



تاريخ : پنجشنبه یکم آبان 1393 | 11:38 | نویسنده : مونا محمدی |
انسانها کفش و لباس پنج سال پیش خود را استفاده نمی کنند اما با باورهای هزاران سال قبل

زندگی می کنند.


گاهی اشتباهمان در زندگی این است که به برخی آدم ها جایگاهی می بخشیم که هرگز

لیاقت آن را ندارند.



تاريخ : پنجشنبه یکم آبان 1393 | 11:33 | نویسنده : مونا محمدی |
، دکتر طارق علی الحبیب می گوید:

\کودکت خیلی دروغ میگه!


زیرا خیلی بهش گیر میدی.

 

 

\کودکت اعتماد بنفس نداره!


زیرا تشویقش نمی کنی.

 

 

\کودکت کم حرفه!


زیرا باهاش حرف نمیزنی.

 

 

\کودکت دزدی میکنه!


زیرا بذل و بخشش رو بهش نمی آموزی.

 

 

\کودکت ترسوست!


زیرا همیشه طرفداریشو میکنی.

 

 

\کودکت به دیگران احترام نمیزاره!


زیرا صدات رو واسش پایین نمی آری.

 

 

\کودکت همیشه عصبیه!


زیرا ازش تعریف نمیکنی.

 

 

\کودکت بخیله!


زیرا باهاش همکاری نمیکنی.

 

 

\کودکت به دیگران پرخاش میکنه!


زیرا تو خشن و سختگیری.

 

 

\کودکت ضعیفه!


زیرا همیشه تهدیدش میکنی.

 

 

\کودکت داد و فریاد میکنه!


زیرا بهش اهمیت نمیدی.

 

 

\کودکت ناراحتت میکنه!


زیرا بغلش نمی کنی و نمی بوسیش.

 

 

\کودکت ازت فرمان نمی بره!


زیرا درخواستات بیش از حده.

 

 

\کودکت گوشه گیره!


زیرا همیشه مشغولی.(مشغول کارهای خودت)

 

 

نمود این رفتارها در بزرگسالی بسیار خطرناک و غیر قابل درمانند



تاريخ : چهارشنبه سی ام مهر 1393 | 8:23 | نویسنده : مونا محمدی |
دلم امشب بدجوری گرفته

خیییییییییییلی بد

از اون حس های بدی دارم که مدت ها بود سراغم نیومده بود

اه...

 



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مهر 1393 | 0:50 | نویسنده : مونا محمدی |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.